الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
63
كفاية الأصول ( فارسى )
2 - ماهيّت طلب ، با ماهيّت اراده يكى است . 3 - مصداق خارجى طلب با ماهيّت خارجى اراده يكى است . 4 - مصداق ذهنى طلب با مصداق ذهنى اراده يكى است . و هكذا در ديگر مراتب . * پس : مراد از ( فاذا عرفت المراد من حديث العينيّة و الاتحاد ففى مراجعة الوجدان . . . ) چيست ؟ اين است كه : پس از معلوم شدن مقصود و دانستن مراد و اينكه منظور از عينيت طلب و اراده و اتحاد اين دو با حفظ اتحاد رتبه است و نه با اختلاف مرتبه ، به شما مىگوئيم كه : طلب و اراده به عقيدهء ما در تمام مراتبى كه ذكر شد ، مفهوما ، ماهية ، ذهنا ، انشاء و خارجا ، با يكديگر اتحاد دارند . امّا : اتحاد اين دو باهم نياز به اثبات و اقامهء برهان و دليل ندارد ، چرا كه از امور وجدانى است ، چه آنكه وقتى در عرف مىگويند : زيد از عمرو ، مطلبى را طلب نمود و به وى امر كرد ، وجدانا مىيابيم كه در زيد يك صفت بيشتر تحقّق نيافته ، و همان صفت محقّقشده زيد را برآن داشته كه مطلوبش را از عمرو ، بخواهد . و اين اراده و مطلب است و نه صفت ديگرى . * مقدمة بفرمائيد مراد از مقدّمات اراده چيست ؟ قبل از اينكه امر به مرحلهء اراده و طلب برسد ، مقدماتى در نفس ما پيدا مىشود ، كه اصطلاحا مقدّمات اراده ناميده مىشوند ، لكن اين مقدّمات طلب نيستند تا اينكه كسى بگويد ميان طلب و اراده فرق است . * طىّ مقدّمات و مبادى اراده چگونه است ؟ 1 - ابتدا شيئى به ذهن انسان خطور مىكند . 2 - بعد از آن نفس در مقام پىگيرى آن شىء برمىآيد و به آن تمايل پيدا مىكند . 3 - سپس بواسطهء انس نفس با آن شىء و تعقيب آن ، رغبت به آن پيدا كرده و به طرفش حركت مىكند ، و در اين مسئله جازم و قاطع است . 4 - پس از آن درصدد برمىآيد كه فايدهء مترتب برآن را بررسى و اثبات كند . 5 - پس از تصديق فايدهء مترتب برآن شىء يا هر چيزى را كه مانع از خواستن و طلب آن شىء باشد ، بواسطهء نفس قلع و قمع و برداشته مىشود به نحوى كه هيچ حاجب و فاصلى ميان آن شىء و نفس باقى نمىماند . 6 - پس از مهيّا كردن همهء شرايط و كنار زدن موانع ، مقتضى موجود مىشود ، و مىرود تا كار را انجام دهد ، كه اين مرحله را شوق مؤكد مىنامند . مرحوم آخوند ، اراده را همين شوق مؤكد مىداند و فرموده است ، اراده ، شوق مؤكدى است كه